رواندرمانی
افراد مبتلا به افسردگی میتوانند از طریق رواندرمانی از حمایت و راهنمایی بیشتری بهرهمند شوند. اگر مراجعان بخواهند و از توانایی مالی لازم برخوردار باشند، میتوانند در کلینیک یا حتی خارج از خدمات قانونی سلامت به رواندرمانگرها دسترسی داشته باشند.
بیشترین شواهد موجود، مربوط به کارآیی و اثربخشی درمان شناختی- رفتاری میشوند. درمان شناختی- رفتاری معمولا شش هفته تا شش ماه طول میکشد. این روش به مراجعان کمک میکند تا شناختهایی که خلق افسرده را حفظ میکنند را بشناسند و به چالش بکشند، و تعادل روزانه بین استرس و انجام وظایف در مقابل آرامش و فعالیتهای لذتبخش را بهبود ببخشند.
روشهای دیگری که اثربخشی و کارآیی آنها توسط شواهد تایید شدهاند، درمان بین فردی[1] و درمانهای مبتنی بر پذیرش یا ذهنآگاهی[2] هستند. هدف درمانهای مبتنی بر پذیرش یا ذهنآگاهی این است که مهارتهای مدیریت خودسنجی و خودقضاوتی را به مراجعان بر اساس محتوای افکارشان آموزش دهند. مشاورهی فردمحور، غیر دستوری، همدلانه، و حمایتگرانه است. بعضی از انواع رواندرمانی مبتنی بر شواهد نیستند و با توجه به هزینههای مالیِ مربوطه، مراجعان فقط باید به بهترین مداخلات مقرون به صرفه دسترسی داشته باشند.
پزشکان عمومی را ترغیب میکنیم تا از انواع درمانهایی که در منطقه آنها در دسترس هستند، مطلع شوند. ارائه اطلاعات عملی به مراجعان در مورد هزینه، مکان، و احتمالا مدت زمان و تمرکز درمان به منظور به حداقل رساندن موانع ساختاری میتواند مفید باشد.
[1]. interpersonal therapy (IPT)
[2]. mindfulness- or acceptance-based therapies
ارجاع برای آموزش روانی
جلسات آموزش روانی که میتوانند به صورت گروهی برگزار شوند، برای بیشتر افراد مفید خواهند بود. پرستاران و روانشناسان را میتوان برای اجرای چنین جلساتی آموزش داد. اگر گروهها موفق باشند، میتوانند تکامل پیدا کنند و به گروههای خودیاری تبدیل شوند. منابع و ابزارهای آنلاین آموزش روانی برای افسردگی نیز در دسترس هستند، مانند ابزار خودمدیریتی
iFightDepression.
ارجاع به درمان روانپزشکی
اگر مراجع دچار افسردگی هذیانی (سایکوتیک)، افسردگی شدید با خطر خودکشی، منفیگرایی، سراسیمگی، همبودی مشکلساز، افسردگی دوقطبی، یا مقاومت در برابر درمان است، باید برای مراقبتهای روانشناختی اولیه تا تخصصی ارجاع داده شود.